تبلیغات
عقل عقیم شده ی من... - برق نگاهت 2....
 
عقل عقیم شده ی من...
خیـــــــــلی وقت استـــــــ که برای دیدن تــــــــــو اول بایــد چشم هایم را ببندم
جمعه 5 خرداد 1391 :: نویسنده : ماه بانو    
بی خبر از زلزله درونم به آسمان اوج می گرفتی 

و نمی دانستی که من در آتش عشقت می سوختم

نرم نرمک،چشم به چشمان بی عبورت می دوختم

کاش باران می شدی بر شوره زار بی کسی هایم

نرم و غلطان می چکیدی بر کویر بی هم نفسی هایم

نقل می پاشیدی و من،خندان و رقصان

چون عروسی آفتاب به دامان

یا دخترک شوخ چشمی شرمساران

حضورت را در بی حضوری هایت

سکوتم را در صداهایت

با زبانی از جنس احساس

مزه می کردم


*************************************************************************************
پ.ن*** این پست ادامه پست قبلی است




نوع مطلب :
برچسب ها :




درباره وبلاگ

منم خورشید افق بر لب دریا

آن مرغ مهاجر

آن غم جانکاه

آن پروانه بی پروا

آن موج برخاسته از فریاد دریا

آن...

******************
با سلام خدمت همه دوستان
ممنون از حضورتان
باید به عرض همه دوستان برسانم که تصمیم دارم در این وبلاگ
فقط خط خطی های خودم را خط خطی کنم و خوشحال میشم از دوستان و استادان و صاحب نظران که نظرات و پیشنهاداتشان رو برایم به یادگار بگذارند.
باتشکر


مدیر وبلاگ : ماه بانو
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید : [cb:stat_total_view]
بازدید امروز :[cb:stat_today_view]
بازدید دیروز : [cb:stat_yesterday_view]
بازدید این ماه : [cb:stat_this_month_view]
// setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);